جشنواره عید تا عید تخفیف‌های محصولات فایل سل آغاز شد.مشاهده جشنواره

جزئیات محصول پرسش و پاسخ پشتیبانی این محصول

توضیحات محصول

در این پست از سایت همکاری در فروش فایل یاس سل، تحقیق بررسی رابطه بین هوش عاطفی با سبک رهبری استراتژیک مدیران را برای شما قرار داده ایم. تحقیق بررسی رابطه بین هوش عاطفی با سبک رهبری استراتژیک مدیران در قالب فایل ورد word و قابل ویرایش آماده خرید و دانلود می باشد.

اگر در خرید این فایل مشکلی داشتید از بخش آموزش خرید استفاده کنید.

در ادامه توضیحات تکمیلی تحقیق بررسی رابطه بین هوش عاطفی با سبک رهبری استراتژیک مدیران را مشادهده میکنید.

آی دی محصول: 35

تعداد صفحات: 100 صفحه.

فرمت فایل: ورد word و قابل ویرایش.

چکیده:
     هدف اصلی تحقیق حاضر بررسی رابطه بین هوش عاطفی با سبک رهبری استراتژیک مدیران
می باشد. با توجه به هدف تحقیق، سه فرضیه به شرح زیر مطرح شده است:
فرضیه اصلی:
          بین هوش عاطفی و  رهبری استراتژیک مدیران، ارتباط معناداری وجود دارد.
فرضیه های  فرعی:
        بین مدیران با هوش عاطفی پایین و سبک رهبری وظیفه مدار ارتباط معناداری وجود دارد.
        بین مدیران با هوش عاطفی بالا و سبک رهبری کارمند مدار ارتباط معناداری وجود دارد.
     جامعه آماری این تحقیق، کلیه مدیران سازمان نوسازی شهر تهران و شرکت های تابعه اش می باشد که حجم نمونه 52 نفر است.

همچنین در این تحقیق ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه استاندارد همکار با کمترین ترجیح، جهت سنجش سبک رهبری و پرسشنامه هوش عاطفی سیبریا شرینگ برای ارزیابی هوش عاطفی مدیران استفاده شده است.

بر اساس روش بازآزمايي ضريب آلفاي كرونباخ كل پرسشنامه سبک رهبری استراتژیک، برابر با 873/0 برآورد شد، كه ميزان آن بالاي 7/0 و نشان از اعتبار و پایایی بالای پرسشنامه می باشد.

همچنين ضريب آلفاي كرونباخ براي پرسشنامه هوش عاطفی برابر 770/0 شده است که این ضریب نیز پایایی بالای پرسشنامه هوش عاطفی را نشان می دهد.

علاوه بر این، اطلاعات جمع آوري شده براي اين پژوهش با استفاده از بسته نرم افزاريSpss  مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته است. در اين پژوهش از آمار توصيفي براي توصيف داده های جمعیت شناختی (محاسبه فراواني ، درصد فراواني، ميانگين و نمودارها و...) استفاده شده.

و در قسمت دوم براي تحليل داده هاي جمع آوري شده و پاسخ به فرضیه اصلی پژوهش از آمار استنباطي كمك گرفته شده است که با استفاده از آزمون های ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون خطی ساده و چندگانه، ضریب همبستگی اسپیرمن به تجزیه و تحلیل فرضیات پرداخته شد.

به منظور اثبات یا رد وجود رابطه بین متغیرهای جمعیت شناختی(جنسیت، سن و ...) با متغیر وابسته(سبک رهبری) ازآزمون ناپارامتری خی دو استفاده شده است.

همچنین، به منظور تحلیل جانبی نیز از آزمون t  و تحلیل واریانس(ANOVA) استفاده می شود. همچنین جهت بررسی پیش فرض های رگرسیون؛ نرمال بودن خطاها، استقلال خطاها، شاخص VIF و تلورانس نیز  بررسی شده اند. با توجه به آزمون های آماری و یافته های تحقیق، شواهدی مبنی بر رد سه فرضیه موصوف وجود ندارد.
     نتایج حاصل از پژوهش، بیانگر آن است که هرچه در طیف سبک رهبري از رویکرد وظیفه مدار به سمت رویکردهاي رابطه مدار پیش می رویم، مدیران از سطح هوش عاطفی بالاتري برخوردار می شوند،

چرا که این گروه از مدیران این قابلیت را دارند که با درك اقتضائات و وضعیت محیطی، سبک مناسب تعاملی را جهت هدایت و رهبري اثربخش سازمان در پیش گیرند.

همچنین، براساس نتایج حاصله از نمونه آماري می توان دریافت که در سازمان نوسازی شهر تهران و شرکت های تابعه، در مدیران گرایش بیشتري به رویکردهاي رابطه مداری که متناسب با اقتضائات محیط پویا و رقابتی حاضر است، دیده می شود.

همچنین، این واقعیت که 77%  افراد نمونه آماري، از حیث هوش هیجانی در سطح متوسط و بالاتر از آن قرار دارند، نوید آن را می دهد که بتوان به واسطه آموزش هاي هیجانی، مدیران را به قابلیت هاي رهبري رابطه مدار مبتنی بر هوش عاطفی مجهز کرد.